بسیاری از کاربران فکر میکنند که ccache باعث افزایش سرعت کامپایل تحت هر شرایطی میشود.
قبل از هرچیز فکر میکنم توضیح نحوه عملکرد ccache ما را در درک بهتر شرایط یاری خواهد داد.
ccache در واقع یک MD5 hash از محتوی قبل از پردازش فایل درست میکند، سپس cache tree را بررسی میکند، و اگر مورد مشابهی پیدا نکرد آن فایل را کامپایل میکند و محتوی آنرا دوبار (یکبار موقع build کردن و یکبار هم در فایل cache) مینویسد.
آز آنچه که تا اینجا درباره نحوه عملکرد ccache گفته شد، اینچنین برمیآید که چنانچه شما همواره فایلهای غیریکسان را کامپایل میکنید، ccache نه تنها به شما کمکی نمیکند بلکه در واقع بار اضافی برروی سیستم میگذارد.
پس فایده ccache چیست؟ اگر که شما یک source را بیش از یکبار کامپایل کنید، مدت زمانی را که ccache احتیاج دارد تا MD5 hash را ساخته و cache tree را برای یافتن موردی مشابه پیدا کند کمتر از زمان یک build میباشد.
پس ccache عموما نه در زمانی که CFLAGS را عوض کنید، نه در زمانی که USE flags را عوض کنید و نه در زمانی که نسخه جدیدتری از source را کامپایل میکنید کمک چندانی نخواهد کرد.
ccache معجزه نمیکند!
۱۳۸۷ تیر ۲۱, جمعه
۱۳۸۷ تیر ۱۱, سهشنبه
Comet
Comet درباره اتصالات HTTP با عمر طولانی نیست، بلکه درباره اتصالات HTTP ایی است که برای طولانی مدت نگهداشته میشوند.
۱۳۸۷ تیر ۸, شنبه
وب، شرکتها و برندها
مدتی بود که منتظر تغییر و تحولی در نحوه حضور شرکتها و مارکها و محصولات آنها در وب بودم، دقیقا مطمئن نبودم که چهچیز باید تغییر کند، اما بههرحال مطمئن بودم که روند فعلی دیگر جوابگو نخواهد بود، روندی که ریشه در روزهای اولیه پیدایش وب دارد، و با اندک تغییری (اگر اصلا تغییری صورت گرفته باشد) تا امروز (دیروز؟) ادامه داشته است.
از روزهای اولیه اقبال شرکتها به وب، نحوه حضور به این صورت بوده که چندین برنامهنویس و طراح استخدام میشدند تا یک سری محتوای مشخص و ثابت که دلخواه صاحبان شرکتها و مشاوران تبلیغاتی آنها بود بر روی وب قرار گیرد و سپس با صرف هزینههای تبلیغاتی (در وبسایتهای پربینندهتر، تبلیغات تلویزیونی، کارتهای ویزیت ...) کاربران را به سمت وبسایت خود بکشند.
کاربر بعد از وارد شدن به وبسایت شرکت موردنظر به جز چند عکس و توضیحاتی که همگی دلخواه صاحبان وبسایت بوده چیز دیگری نمیدید. این شیوه برای کاربر دوران طفولیت وب، روشی کاملا قابلقبول و منطقی بوده است، اما آیا میتوان کاربر امروز وب را که میخواهد «بخواند و خواندهشود» (وکمتر با وبسایتی که نتواند در تولید محتوای آن مشارکت داشته باشد ارتباط برقرار میکند) را به همین شیوه راضی نگاه داشت؟
در راستای پاسخگویی به این نیاز جدید شرکتهای مختلف راهکارهای متفاوتی را برگزیدند، بعضیها به صرف اضافه کردن یک فرم ساده نظرسنجی و یا امکان ثبت دیدگاهها بسنده کردند، و اما بعضی پا را به مراتب فراتر نهاده و شبکههای اجتماعی در مقیاس بسیار کوچک با محوریت محصولات خود ایجاد کردند، اما با گسترش این سرویسها دو مشکل بزرگ خود را نشان دادند:
بله! حالا مطمئن هستم که آن تغییرچیست، تغییری که همین حالا در حال رخ دادن است.
بارزترین نمونه آن صفحات مربوط به شرکتها و محصولات آنهاست که در facebook ساخته میشوند، کاربران به محصولات شما امتیاز میدهند، نظر مینویسند، نظرات دیگران را میخوانند، با محصولات شما عکس میگیرند و آنرا با دیگران به اشتراک میگذارند و احیانا از برنامههایی که شما با استفاده از پلتفرم facebook برای آنها نوشتهاید سرگرم میشوند.
از روزهای اولیه اقبال شرکتها به وب، نحوه حضور به این صورت بوده که چندین برنامهنویس و طراح استخدام میشدند تا یک سری محتوای مشخص و ثابت که دلخواه صاحبان شرکتها و مشاوران تبلیغاتی آنها بود بر روی وب قرار گیرد و سپس با صرف هزینههای تبلیغاتی (در وبسایتهای پربینندهتر، تبلیغات تلویزیونی، کارتهای ویزیت ...) کاربران را به سمت وبسایت خود بکشند.
کاربر بعد از وارد شدن به وبسایت شرکت موردنظر به جز چند عکس و توضیحاتی که همگی دلخواه صاحبان وبسایت بوده چیز دیگری نمیدید. این شیوه برای کاربر دوران طفولیت وب، روشی کاملا قابلقبول و منطقی بوده است، اما آیا میتوان کاربر امروز وب را که میخواهد «بخواند و خواندهشود» (وکمتر با وبسایتی که نتواند در تولید محتوای آن مشارکت داشته باشد ارتباط برقرار میکند) را به همین شیوه راضی نگاه داشت؟
در راستای پاسخگویی به این نیاز جدید شرکتهای مختلف راهکارهای متفاوتی را برگزیدند، بعضیها به صرف اضافه کردن یک فرم ساده نظرسنجی و یا امکان ثبت دیدگاهها بسنده کردند، و اما بعضی پا را به مراتب فراتر نهاده و شبکههای اجتماعی در مقیاس بسیار کوچک با محوریت محصولات خود ایجاد کردند، اما با گسترش این سرویسها دو مشکل بزرگ خود را نشان دادند:
- بزرگ شدن و حریص شدن دپارتمان IT شرکتها به پول و منابع انسانی
- سر برآوردن تعداد بسیار زیادی سرویس اینچنینی که همگی نیاز به ترغیب کاربر به ثبتنام و مشارکت نیز دارند (بله، درست است که تمامی این کارها برای خود کاربر و در راستای ارضای نیاز به مشارکت وی صورت پذیرفته، اما اگر کاربر مجبور باشد برای تنها تائید یک محصول کوچک روند ثبتنام و ورود به سرویس را برای تکتک وبسایتها انجام دهد، آیا همچنان مشتاق باقی خواهد ماند؟)
بله! حالا مطمئن هستم که آن تغییرچیست، تغییری که همین حالا در حال رخ دادن است.
بارزترین نمونه آن صفحات مربوط به شرکتها و محصولات آنهاست که در facebook ساخته میشوند، کاربران به محصولات شما امتیاز میدهند، نظر مینویسند، نظرات دیگران را میخوانند، با محصولات شما عکس میگیرند و آنرا با دیگران به اشتراک میگذارند و احیانا از برنامههایی که شما با استفاده از پلتفرم facebook برای آنها نوشتهاید سرگرم میشوند.
Labels:
شبکههای اجتماعی,
فیسبوک,
وب ۲
اشتراک در:
پستها (Atom)